منبع اول :
حضرت مریم مادر حضرت عیسی علیه السلام است که به معجزه الهی و بدون شوهر او را باردار شد. مریم تنها زنی است که نام او در قرآن آمده است.
محتویات
نسب حضرت مریم
مریم فرزند عمران بن ماثان بن سلیمان بن داود بن إیشا بن یهوذا بن یعقوب بن إسحاق بن إبراهیم الخلیل می باشد. عمران پدر مریم غیر از عمران پدر موسی می باشد چون نسب عمران پدر حضرت موسی علیه السلام، عمران بن یصهر بن فاهث بن لاوى بن یعقوب بن إسحاق بن إبراهیم می باشد.[۱]
حضرت مریم علیهاالسلام در قرآن
در قرآن کریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده[۲] و نامش سى و چهار بار در کلام الله مجید ذکر شده است.[۳] که البته در غالب موارد به هنگام نام بردن عیسی علیه السلام با نام عیسی بن مریم می باشد. از جمله مواردی که نام مریم به تنهایی برده شده است آیات زیر است:
- «یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ»؛ ای مریم! (به شکرانه این نعمت) برای پروردگار خود، خضوع کن و سجده بجا آور! و با رکوعکنندگان، رکوع کن.(سوره آل عمران، آیه 43)
- «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَانًا شَرْقِیًّا»؛ و در این کتاب (آسمانی) مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانوادهاش جدا شد و در ناحیه شرقی (بیت المقدس) قرار گرفت. (سوره مریم، آیه 16)
- «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ»؛ و (به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برتری داده است. (سوره آل عمران، آیه 42)
- إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبین؛هنگامی که فرشتگان مریم را گفتند که خدا تو را به کلمه خود بشارت مىدهد که نامش مسیح (عیسى) پسر مریم است، که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان (درگاه خدا) است.(سوره آل عمران، آیه 45)
ولادت حضرت مریم علیها السلام
جریان ولادت حضرت مریم در سوره آل عمران آیه 35 چنین آمده است: «إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ». یاد کن زمانى را که زن عمران گفت: پروردگارا! بدرستى که من نذر کردم براى تو که این طفلى که در شکم دارم محرر (خادم بیت المقدس) باشد پس از من قبول فرما محققا تو سمیعى و عالمى به آنچه نذر کردم و قرارداد نمودم.
محرر به معنى حر یعنى آزاد، اشاره به این که هیچ شغلى نداشته باشد و ممحض بر عبادت باشد در مسجد که بیت المقدس است و تنظیفات مسجد بر عهده او باشد.[۴]
به نظر علامه طباطبائی ره نامگذاری مریم نیز خود به خاطر نذر مادر او بوده است:
- «کلمه "مریم" در لغت آن شهر، به طورى که گفته اند به معناى زن عابد است، و نیز زن خدمتکار است، از همین جا معلوم مى شود که چرا این مادر دختر خود را بلافاصله بعد از وضع حمل مریم نامید، و چرا خداى تعالى این عمل او را حکایت کرد، خواست تا بعد از نومیدى از زاییدن پسرى که محرر براى عبادت و خدمت باشد بلا درنگ همین دختر را براى این کار محرر کند، پس این که گفت: "سمیتها مریم"، به منزله این است که گفته باشد: "من این دختر را براى تو محرر زاییدم" دلیل بر این که جمله نامبرده به منزله صیغه نذر است، این است که خداى سبحان دنبالش این نذر را قبول نموده و مى فرماید: "فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً...".
- و این که بعد از گفتن آن سخن اضافه کرد که "من او و ذریه او را از شر شیطان رانده شده، به خدا پناه مى دهم" براى این بود که او و ذریه اش موفق به عبادت و خدمت کنیسه بشوند تا اسم مریم مطابق با مسمى باشد.»[۵]
در تفسیر قمى «تفسیر قمى ج 1 ص 101» در ذیل آیه: "إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ..." از امام صادق علیه السلام روایت آمده که فرمود: خداى تعالى به عمران وحى کرد که من فرزندى به تو خواهم بخشید، پسرى تام الخلقة، و پر برکت که افراد کور مادرزاد و مبتلا به مرض برص را شفا مى دهد و به اذن خدا مردگان را زنده مى کند و من او را رسولى براى بنى اسرائیل قرار مى دهم.
عمران این جریان را با همسرش حنه در میان گذاشت و حنه همان مادر مریم است، همین که مریم را حامله شد پیش خود خیال کرد که حملش پسر است و وقتى آن را دختر زایید عرضه داشت: "پروردگارا من او را دختر آوردم و معلوم است که پسر چون دختر نیست و دختر نمى تواند پیغمبر شود".
خداى تعالى در پاسخش مى فرماید: "خدا بهتر مى داند که حنه چه زاییده"، و بعد از آن که حضرت عیسی علیه السلام را به مریم داد، معلوم شد آن پسرى که مژده اش را به عمران داده بودند عیسى بوده است.[۶]
سرپرستی حضرت مریم علیها السلام
از امام باقر علیه السلام روایت شده است که چون مادر مریم او را زائید در خرقه اى او را پیچید و آورد در بیت المقدس در نزد انبیاء که آن جا مشغول به عبادت بودند و آن ها بیست و نه نفر بودند و شرح نذر خود را بر آن ها بیان کرد آن ها هر کدام طالب شدند که تکفل او را بنمایند چون پدر مریم که عمران باشد مقام ریاستى بر آن ها داشت. حضرت زکریا فرمود: من سزاوارترم بتکفل او زیرا خاله اش در منزل من است. راضى نشدند، بنا بر قرعه شد قرعه بنام زکریا درآمد.[۷]
به شرحى که خداوند در سوره آل عمران می فرماید: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاء بِغَیْرِ حِسَابٍ».
ولادت حضرت عیسی علیه السلام
بعد از آن که مریم به حد بلوغ رسید و در حجاب (محراب) قرار گرفت، خداى تعالى روح را (که یکى از فرشتگان بزرگ خدا است) نزد او فرستاد و روح به شکل بشرى تمام عیار در برابر مریم مجسم شد و به او گفت: که فرستاده اى است از نزد معبودش، و پروردگارش وى را فرستاده تا به اذن او پسرى به وى بدهد، پسرى بدون پدر و او را بشارت داد به این که بزودى از پسرش معجزات عجیبى ظهور مى کند و نیز خبر داد که خداى تعالى بزودى او را به روح القدس تایید نموده، کتاب و حکمت و تورات و انجیل اش مى آموزد و به عنوان رسولى به سوى بنى اسرائیل گسیلش مى دارد. رسولى داراى آیات بینات و نیز به مریم از شان پسرش و سرگذشت او خبر داد، آنگاه در مریم بدمید و او را حامله کرد، آن طور که یک نفر زن به فرزند خود حامله مى شود، این مطالب از آیات "سوره آل عمران، آیه 35-44" استفاده مى شود: آنگاه مریم به مکانى دور منتقل شد و در آن جا درد زائیدنش گرفت و درد زائیدن او را به طرف تنه نخله اى کشانید و با خود مى گفت: اى کاش قبل از این مرده و از خاطره ها فراموش شده بودم، من همه چیز را و همه چیز مرا از یاد مى برد، در این هنگام از طرف پائین وى ندایش داد:
غم مخور که پروردگارت پائین پایت نهر آبى قرار داده، تنه درخت را تکان بده تا پى در پى خرماى نورس از بالا بریزد، از آن خرما بخور و از آن آب بنوش و از فرزندى چون من خرسند باش، اگر از آدمیان کسى را دیدى که حتما خواهى دید، بگو من براى رحمان روزه گرفته ام و به همین جهت امروز با هیچ انسان سخن نمى گویم، مریم چون این را شنید از آن جا که فرزند خود را زائیده بود به طرف مردم آمد در حالى که فرزندش را در آغوش داشت (سوره مریم، آیه 20-27)
مردم و همشهریان مریم وقتى او را به این حال دیدند، شروع کردند از هر سو به وى طعنه زدن و سرزنش نمودند چون دیدند دخترى شوهر نرفته بچه دار شده است، گفتند: اى مریم چه عمل شگفت آورى کردى!، اى خواهر هارون نه پدرت بد مردى بود و نه مادرت زناکار، مریم اشاره کرد به کودکش که با او سخن بگوئید، مردم گفتند: ما چگونه با کسى سخن گوئیم که کودکى در گهواره است، در این جا عیسى به سخن درآمد و گفت:
من بنده خدا هستم، خداى تعالى به من کتاب داد و مرا پیامبرى از پیامبران کرد و هر جا که باشم با برکتم کرد و مرا به نماز و زکات سفارش کرد، مادام که زنده باشم بر احسان به مادرم سفارش فرمود و مرا نه جبار کرد و نه شقى، و سلام بر من روزى که به دنیا آمدم و روزى که مى میرم و روزى که زنده برمى خیزم. (سوره مریم، آیه 27-34)
پس این کلام که عیسى در کودکى اداء کرد، به اصطلاح علمى، نسبت به برنامه کار نبوتش براعت استهلال بوده (براعت استهلال به این معنا است که نویسنده کتاب در حمد و ثناى اول کتابش کلماتى بگنجاند که در عین این که حمد و ثناى خدا است اشاره اى هم باشد به این که در این کتاب پیرامون چه مسائلى بحث مى شود)، عیسى علیه السلام هم با این کلمات خود فهماند که بزودى علیه ظلم و طغیان، قیام نموده و شریعت موسى علیه السلام را زنده و استوار مى سازد و آن چه از معارف آن شریعت مندرس و کهنه گشته تجدید مى کند و آن چه از آیاتش که مردم درباره اش اختلاف دارند بیان و روشن مى سازد.[۸]
حضرت مریم علیهاالسلام در روایات
- در تفسیر مجمع از امام باقر علیه السلام روایت نموده: جبرئیل امین علیه السلام باذن پروردگار بر جیب لباس مریم دمید و فرزند در رحم او بی درنگ برشد و کمال رسید همچنان که جنین در درون مادر ظرف نه ماه بحد رشد می رسد پس از آن مریم صدیقه در خود احساس حمل نمود. آن گاه خاله او همسر زکریاى پیامبر بر حالت مریم آگاه گشت بر او اعتراض کرد مریم از نظر حیاء و خجلت از خاله خود از آن مکان خارج شد و نیز از امام صادق علیه السلام روایت شد که مدت حمل او نه ساعت بطول انجامید.[۹]
- امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت مریم علیهاالسلام سرور زنان زمان خود بوده است، و حضرت فاطمه علیهاالسلام سرور تمام زنان بهشتى، از اولین و آخرین آنها مى باشد.[۱۰]
- عبدالاعلى مولى آل سام گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که می فرمود: روز قیامت که مى شود زن زیبائى را که به خاطر زیبائیش به فتنه (و گناه) افتاده بیاورند، آن زن گوید: پروردگارا تو مرا زیبا آفریدى و به همین خاطر من گرفتار فتنه شدم، مریم علیهاالسلام را برابرش آرند و بدو گویند: آیا تو زیبائى یا این؟ ما او را زیبا آفریدیم و دچار فتنه نگشت.[۱۱]
اخلاق و فضائل و ویژگی های حضرت مریم علیهاالسلام
- در سوره تحریم آیه 12: «الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا»: مریم را به خاطر عفتش مى ستاید، و ستایش مریم علیهاالسلام در قرآن کریم مکرر آمده و شاید این به خاطر رفتار ناپسندى باشد که یهودیان نسبت به آن جناب روا داشته و تهمتى باشد که ایشان به وى زدند، همچنین در «وَ کانَتْ مِنَ الْقانِتِینَ» یعنى مریم از زمره مردمى بود که مطیع خدا و خاضع در برابر اویند و دائما بر این حال هستند و اگر مریم علیهاالسلام را با این که زن بود، فردى از قانتین خواند با این که کلمه مذکور جمع مذکر است، بدین جهت بود که بیشتر قانتین مردان هستند. که منظور از قانتین عموم اهل طاعت و خضوع براى خدا باشد.[۱۲]
- در تفسیر مجمع البیان از ابى موسى از رسول صلى الله علیه و آله روایت نموده: می فرمود: بسیارى از رجال به مقام کمال ایمان نائل آمده اند و از بانوان کسى به مقام کامل نرسیده جز چهار بانو:
- آسیه دختر مزاحم زوجه فرعون.
- مریم دختر عمران.
- خدیجه دختر خویلد.
- حضرت فاطمه طاهرة دختر محمد صلى الله علیه و آله.[۱۳]
- یکی از اوصاف حضرت مریم سخن گفتن با فرشتگان: خداوند در سوره آل عمران آیه 45 می فرماید: «إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ» (به یاد بیاورید) هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را به کلمه اى (وجود با عظمتى) از طرف خودش بشارت مى دهد که نامش «مسیح عیسى بن مریم» است، در حالى که در این جهان و جهان دیگر صاحب شخصیت خواهد بود و از مقربان است.
- وصف دیگر او خوردن روزی بهشتی می باشد.
«فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاء بِغَیْرِ حِسَابٍ» پس پرودگارش او را به صورت نیکویى پذیرفت، و به طرز نیکویى نشو و نما داد، و زکریا را کفیلِ رشد و تربیت معنوى او قرار داد. هر زمان که حضرت زکریا در محراب عبادت بر او وارد مى شد، رزق ویژه اى نزدش مى یافت. روزى در کمال شگفتى گفت: اى مریم! این رزق ویژه براى تو از کجاست؟! گفت: از سوى خداست، یقیناً خدا هر کس را بخواهد، رزق بى حساب مى دهد. (سوره آل عمران، آیه 37)
- برگزیده شدن حضرت مریم از سوی خداوند: «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ» و یاد کنید هنگامى که فرشتگان گفتند: اى مریم! قطعاً خدا تو را برگزیده و از همه آلودگى هاى ظاهرى و باطنى پاک ساخته، و بر زنان جهانیان برترى داده است. (سوره آل عمران، آیه 42)
- اوصاف دیگر او راست گویی می باشد: «مَّا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کَانَا یَأْکُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الآیَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى یُؤْفَکُونَ» مسیح فرزند مریم فقط فرستاده (خدا) بود. پیش از وى نیز فرستادگان دیگرى بودند مادرش نیز زن بسیار راستگویى بود، هر دو غذا مى خوردند (با این حال چگونه دعوى الوهیت مسیح و عبادت مادرش مریم مى کنید؟) بنگر چگونه نشانه ها را براى آن ها آشکار مى سازیم، سپس بنگر چگونه آن ها از حق بازداشته مى شوند؟ (سوره مائده، آیه 75)
- وصف دیگر در مورد حضرت مریم پاکدامنی او می باشد: «وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ» و داستان مریم دختر عمران است که بانویى پاک بود، و ما در او از روح خود دمیدیم و او کلمات پروردگار خود و کتب او را تصدیق کرد و از خاشعان بود. (سوره تحریم، آیه 12)
منبع ما:http://wiki.ahlolbait.ir
پانویس
- پرش به بالا↑ الکوکب الأنور على عقد الجوهر فی مولد النبی الأزهرا صلی الله علیه و آله (جعفر بن حسن برزنجى )، ص: 466.
- پرش به بالا↑ ترجمه المیزان (سید محمدباقر موسوى همدانى)، ج19، ص578.
- پرش به بالا↑ قاموس قرآن (سید على اکبر قرشى)، ج6، ص252.
- پرش به بالا↑ أطیب البیان فی تفسیر القرآن (سید عبدالحسین طیب)، ج3، ص178.
- پرش به بالا↑ ترجمه المیزان، سید محمد باقر موسوى همدانى، ج3، ص270.
- پرش به بالا↑ ترجمه المیزان (سید محمد باقر موسوى همدانى)، ج3، ص286.
- پرش به بالا↑ أطیب البیان فی تفسیر القرآن (سید عبدالحسین طیب)، ج3، ص182.
- پرش به بالا↑ ترجمه المیزان (سید محمد باقر موسوى همدانى)، ج3، ص441.
- پرش به بالا↑ انوار درخشان (سید محمد حسین حسینى همدانى)، ج10، ص380.
- پرش به بالا↑ زندگانى حضرت زهرا علیهاالسلام (روحانى)، ص198.
- پرش به بالا↑ روضه کافى/ترجمه رسولى محلاتى، ج2، ص32.
- پرش به بالا↑ ترجمه المیزان (سید محمدباقر موسوى همدانى)، ج19، ص579.
- پرش به بالا↑ انوار درخشان (سید محمد حسین حسینى همدانى)، ج 16، ص: 475.
منابع
- ترجمه المیزان، سید محمد باقر موسوى همدانى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
- الکوکب الأنور على عقد الجوهر فی مولد النبی الأزهرا صلی الله علیه و آله، جعفر بن حسن برزنجى؛ مرکز بن عطار للتراث.
- قاموس قرآن، سید على اکبر قرشى؛ تهران: اسلامیه، چاپ پنجم، 1367 ش.
- أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، 1378 ش.
- أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، داورپناه ابوالفضل، تهران: انتشارات صدر، چاپ اول، 1375 ش.
- انوار درخشان، سید محمدحسین حسینى همدانى؛ تهران، کتابفروشى لطفى، چاپ اول، 1404 ق.
- زندگانى حضرت زهرا علیهاالسلام (روحانى)، محمد روحانى على آبادى؛ تهران: انتشارات مهام، چاپ اول، 1379 ش.
- روضه کافى/ترجمه رسولى محلاتى، سید هاشم رسولى محلاتى؛ تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ اول.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روایت منبع دوم :
تولد مریم(س)
حَنّه ـ همسر عمران بنماثان ـ دیری نمیگذرد که سنگینی حمل را در وجود خود احساس میکند و به شکرانه برآورده شدن حاجتش، از حقوق مادری بر فرزند چشم میپوشد و نذر میکند که فرزندش را برای عبادت خدا آزاد کرده ووقف خدمت به بیتالمقدس گرداند، «رَبُّ اِنّی نَذَرْتُ لَکَ ما فی بَطنی مُحَرَّرا فَتَقَبَّلْ مِنّی اِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ». خدایا نذر کردم فرزندی را که در شکم دارم برای عبادت و بندگی تو و خدمت در عبادتگاه تو آزاد باشد، خدایا این نذر را از من بپذیر که تو شنوای دعا و عالم به ضمیر بندگانت هستی.
زمان وضع حمل فرارسید او از درد زایمان به خود میپیچد اما در خیالش منتظر پسرک زیبایی است که خداوند به او عطا خواهد کرد. اما غم اینکه فرزندش یتیم متولد میشود و شوهر عزیزش عمران، دار فانی را وداع گفته قبل از آنکه چهره نورانی، زیبا و ملکوتی پسرش را ببیند او را آزرده خاطر کرده بود. دیری نگذشت فرزند موعود به دنیا آمد و کام حنه از لذت مادر شدن شیرین گشت. ولی او با اولین نگاه یکهای خورد زیرا با توجه به وعده همسرش منتظر پسر بود و حالا میبیند که فرزندش دختر میباشد از اینرو با حسرت به درگاه خدا عرض کرد: «رَبِّ اِنّی وَضَعْتُها اُنْثی».
پروردگارا، دختر به دنیا آوردم!آری، فرزند دختر است و خداوند بهتر از هر کس از دختر بودن نوزاد آگاه است و برای ارادهای که خدا دارد، دختر شایسته است و هیچ گاه در این مورد پسر به پای دختر نمیرسد. خداوند میخواهد آیتی بی نظیر ارایه دهد و اگر این فرزند پسر باشد، نمی تواند تحقق بخش اراده خدا گردد چون در آن صورت حداکثر مانند عیسی خواهد شد که در گهواره سخن گوید، بیماران لاعلاج و کوران مادرزاد را شفا دهد، از پنهانی های مردم خبر دهد، مردگان را به اذن خدا زنده کند و... و این معجزات یا مانند آنها از دیگر پیامبران نیز صادر شده است ولی خداوند می خواهد در اینجا معجزهای بی نظیر ارایه دهد و برای تحقق این معجزه، نوزاد باید دختر باشد:«اَللّهاَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَیْسَ الذَّکَرُ کَالاُنْثی».خداوند به نوزاد داناتر است و پسر (در این مورد) به مانند دختر نیست. حنه قبل از زایمان نذر کرده که فرزندش از حقوق مادری آزاد و وقف عبادت و خدمت به معبد باشد و به هنگام تولد، او و ذریهاش را به خدا سپرده است و خداوند که نذر حنه را به نیکویی پذیرفته، میخواهد کفالت مریم را به بهترین بنده اش واگذارد تا او را به نیکوترین وجه پرورش دهد و این چنین بود که حق تعالی بنده برگزیده اش زکریای پیامبر را برای این مهم تعیین فرمود:«فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ اَنْبَتَها نَباتا حَسَنا وَ کَفَّلَها زَکَریّا».
پروردگار حنه، نذر او را (مریم را) به نیکویی پذیرفت و پرورش نیکو داد و زکریا را کفیل و سرپرستش گرداند.گرچه نوزاد دختر بود ولی حنه در عمل به نذر خود، او را «مریم» نامید؛ یعنی خدایازکریا محرابی مرتفع در قسمت شرقی معبد بیت المقدس برای مریم ساخته و فقط خودش حق دارد بر خلوت مریم وارد شود ولی مدتی است که هر گاه بر مریم وارد میشود رزق و روزی نایاب و غیر متعارفی نزد او مییابد.
در تابستان میوه زمستان و در زمستان میوه تابستان را؛ میخواهم آن چنان که نذر کردهام این فرزند عابده تو و خادمه معبد تو باشد و در همان لحظه اول تولد، مؤمنانه و موحدانه عرض کرد:«اِنّی سَمَّیْتُها مَرْیَمَ و اِنّی اُعیذُها بِکَ وَ ذُرِیَّتَها مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِاو را مریم نامیدم و او و فرزندانش را از شیطان رانده شده، به تو سپردم.
حضرت مریم(ع)در قرآن
[ویرایش]«وَ آتَینا عِیسی بْنُ مَرْیمَ البَیناتِ وَ اَیدْناهُ بِرُوحِ القُدُسِ». «عیسی پسر مریم را حجت و دلیل دادیم و او را به وسیله روحالقدس قدرت بخشیدیم یا تأیید نمودیم».
منظور از روح القدس در این آیه، روح عیسی(ع) است که در او دمید. روح به قدس خداوند اضافه کرده شده است و کلماتی به قدس اضافه شده است مثل ملک القدوس که اضافه شده است در روح القدس هم حالت اضافی وجود دارد.
بعضی دیگر گفته اند منظور از قدس، پاکیزگی و طهارت است و برای این پاکیزه خوانده شد که هیچ مرد و زنی با هم تماسی نداشتند تا نطفه او بسته شود. پس او پاک بود. او از آب نطفه آفریده نشده بود.
بعضی گفته اند منظور از روح القدس جبرئیل است چون یکی از نامهای جبرئیل روح است و معنی قدس هم برکت است پس معنی روح القدس به تعبیر آنها فرشته با برکت است و دلیل خود را با این آیه استنباط کرده اند:«قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ القُدُسِ مِنْ رَبِّک بِالحَقِّ».«تِلْک الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کلَّمَ اللّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَینا عِیسی ابْنَ مَرْیمَ البَیناتِ وَ أَیدْناهُ بِرُوحِ القُدُسِ». «از میان پیغمبران بعضی را بر بعض دیگر فضیلت و برتری دادیم بعضی از آنها با خداوند گفتگو کردند و برخی ترفیع درچه یافتند مثلاً به عیسی (ع) پسر مریم معجزات آشکاری دادیم و او را به وسیله روح القدس مؤید و نیرومند ساختیم».
دیدار جبرئیل با مریم مقدس
[ویرایش]«فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجابا فَأَرْسَلْنا إِلَیها رُوحَنا فَتَمثَّلَ لَها بَشَرا سَوِیا قالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْک إِنْ کنْتَ تَقِیا قالَ إِنَّما أَناَ رَسُولُ رَبِّک لاِءهَبَ لَک غُلاما زَکیا. قالَتْ أَنّی یکونُ لِی غُلامٌ وَ لَمْ یمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَک بَغِیا». «و آنگاه که از همه خویشان به کنج تنهایی پنهان گردید، ما روح خود را (روح القدس که فرشته اعظم است) بر او (در صورتی زیبا) مجسّم ساختیم. مریم که آن روح مجسم را در آن صورت نیکو دید، به او گفت: من از تو به خدای رحمان پناه میبرم که تو پرهیزگاری کنی. روح القدس در پاسخ مریم گفت: من فرستاده خدا به سوی تو هستم آمدهام تا به امر او تو را فرزندی بخشم بسیار پاکیزه و پاکسیرت».
در تفسیر آیات بالا آمده است که خداوند به پیامبر اسلام (ص) میفرماید: یاد کن امت خویش را از مریم که چون از مردمان خویش دور رفت و به جایی خلوت و جایی که آفتاب بود، رسید و لباسهایش را درآورد تا کسی او را نبیند که سر و تن بشوید. چون تن شست و سرش را شانه زد، و جامه پوشید، ناگهان جوانی را با روی خوب و بوهای خوش و لباسهای نیکو دید و به او نزدیک شد. وقتی مریم علیهاالسلام او را دید، ترسید و به خدا پناه برد، مریم فکر و خیالهایی از جبرئیل به ذهنش رسید تا این که جبرئیل خودش را معرفی نمود و او را بشارت به فرزند پاکیزه داد.
مریم گفت چکونه فرزندی داشته باشم در حالی که که من با هیچ مردی نبوده ام؟!.«قالَتْ رَبِّ أَنّی یکونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یمْسَسْنِی بَشَرٌ قالَ کذلِک اللّهُ یخْلُقُ ما یشاءُ إِذا قَضی أَمْرا فَانَّما یقُولُ لَهُ کنْ فَیکونُ». «مریم گفت: چگونه فرزندی داشته باشم در حالی که که من با هیچ مردی نبوده ام و خداوند در پاسخ می فرماید: مثال خلقت عیسی علیهالسلام در پیشگاه خدا مانند خلقت آدم است که او را از خاک آفرید و به او امر کرد موجود شو» «إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللّهِ کمَثَلِ آدَم خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کنْ فَیکونُ».
ولادت حضرت عیسی (ع)
«فَحَملَهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکانا قَصِیا فَأَجاءَهاَ المَخاضُ إِلی جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ یا لَیتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا وَ کنْتُ نَسْیا مَنْسِیا». مریم به عیسی باردار شد و از ترس ملامت مردم، خود را در نقطه دوردستی بدور از خلق، رسانید. درد زایمان او را فرا گرفت. او به زیر درخت خرمایی رفت و از شدت درد و بیم رسوایی میگفت: ای کاش قبل از این جریان مرده بودم و نامم از صفحه روزگار محو و فراموش میشد».مفسران مدت حمل مریم را بعضی ۹ ماه گفتهاند و بعضی هشت ماه و چون طفل هشت ماهه زنده نمی ماند ولی خداوند عیسی (ع) را نگهداشت و این هشت ماه فقط خاص او بود. بعضی نیز شش ماه گفتهاند و عدهای سه ساعت و بعضی نیز یک ساعت آورده اند. مقاتل بن سلیمان، مریم را در آن زمان ده ساله میدانسته است که دوبار عذر زنان را دیده بود.
هنگام وضع حمل مریم، زمستان بود. مریم زیر درخت خرما قرار گرفته بود و آن درخت سبز و انبوهی از رطب بر آن قرار داشت و این دو معجزه بود. عده ای بر این باورند چون در آن سرزمین رطب نمیروید، پس خداوند رطب را از جای دیگری آورده است.
انجیل متی تولّد عیسی (ع) را اینگونه بازگو میکند که مریم -ما در او- که به عقد یوسف درآمده بود، (یوسف مرد پرهیزگاری بوده است) قبل از آن که به خانه شوهر برود، به وسیله روحالقدس آبستن شد. یوسف که مرد نیکوکاری بود، نمیخواست مریم را در پیش مردم رسوا نماید، تصمیم گرفت مخفیانه از او جدا شود.
یوسف هنوز در این فکر بود که فرشته خداوند در خواب بر او ظاهر گشت و فرمود: ای یوسف پسر داود از بردن مریم به خانه خود نترس زیرا آنچه در رحم اوست، از روح القدس است.
او پسری به دنیا خواهد آورد و تو او را عیسی خواهی نامید زیرا او رهایی بخش قوم خویش از گناهان خواهد بود.
و این همه واقع شد تا آنچه خداوند به وسیله نبی اعلام فرموده بود به انجام رسد. باکره ای آبستن شود، پسری خواهد زائید که عمانوئیل یعنی «خدا با ما» خوانده خواهد شد.
یوسف از خواب بیدار شد و طبق دستور فرشته عمل نمود اما تا زمانی که مریم پسر خود را به دنیا نیاورده بود، با او همبستر نشد و کودکش را عیسی نام نهاد.
در انجیل لوقا وضع حمل مریم را اینگونه بیان میدارد که در ماه ششم بارداری همسر زکریا جبرئیل از جانب خدا به شهری به نام ناصره به نزد دختری که در عقد مردی به نام یوسف از خاندان داود بود، فرستاده شد.
نام این دختر مریم بود. فرشته بر او وارد شد و گفت: «سلام ای کسی که مورد لطف هستی و خداوند با توست» اما مریم بسیار مضطرب شد و ندانست که معنی این سلام چیست فرشته به او گفت: ای مریم نترس، زیرا خداوند به تو لطف کرده است تو آبستن خواهی شد و پسری خواهی زائید و نام او را عیسی خواهی نهاد.
او بزرگ میشود و به پسر خدای متعال ملقّب خواهد شد. خداوند تخت پادشاهی جدش داود را به او عطا خواهد فرمود.
او تا ابد بر خاندان یعقوب فرمانروایی میکند پادشاهی او هرگز پایانی ندارد.
مریم به فرشته گفت: این چگونه ممکن است من با هیچ مردی رابطه نداشته ام. فرشته پاسخ داد روحالقدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند و به این سبب آن نوزاد مقدس پسر خدا نامیده خواهد شد و برای خدا هیچ چیز محال نیست. مریم گفت: من کنیز خدایم تا همانطور که گفتی بشود و فرشته از پیش او رفت.
نظر قرآن در مورد پسر خدا نام نهادن عیسی
در رابطه بااینکه نصاری،عیسی (ع)را پسر خدا نامیدند، این آیه مقدسه نازل گشت:
«یا أَهْلَ الکتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکمْ وَ لا تَقُولُوا عَلی اللّهِ إِلاَّ الحَقَّ إِنَّماَ المَسِیحُ عِیسی بْنُ مَرْیم رَسُولُ اللّهِ وَ کلِمَتُهُ أَلْقاها إِلی مَرْیمَ وَ رُوحٍ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَیرا لَکمْ إِنَّماَ اللّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ تَکونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الأَرْضِ وَ کفی بِاللّهِ وَکیلاً لَنْ یسْتَنْکفَ المَسِیحُ أَنْ یکونَ عَبْدا لِلّهِ وَ لاَ المَلائِکةُ المُقَرَّبُونَ وَ مَنْ یسْتَنْکفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یسْتَکبِرْ فَسَیحْشُرُهُمْ إِلَیهِ جَمِیعا». «ای علمای نصاری در دین خود زیادهروی نکنید و درباره خدا جز حق نگوئید. عیسی پسر مریم فرستاده خدا و کلمه الهی و روح اوست که به جانب مریم فرستاده است. به خدا و پیامبران او ایمان آورید و قائل به تثلیث نباشید که میگویند: (اب؛ ام و روحالقدس) از این گفتارها دست بردارید. خدا یکی است و ساحت او منزّه از آن است که دارای فرزند باشد. تمام موجودات آسمان و زمین از آنِ اوست. او برای نگهبانی کائنات کافی است. عیسی هیچکاه از بندگی خدا سرپیچی نمیکرد. فرشتگان نزدیک به خدا نیز همینطور و هرکس از عبادت او سرپیچی کند، و کبر بورزد، خداوند او را با سایرین در پیشگاه خود برای بازخواست حاضر خواهد ساخت.
در سوره مریم نیز در این رابطه چنین آمده است:«إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَ رَبُّکمْ فَاعْبُدُهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ فاخْتَلَفَ اللأَحْزابُ مِنْ بَینِهِمْ فَوَیلٌ لِلَّذِینَ کفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یوْمٍ عَظِیمٍ». «خداوند پروردگار من و شماست. او را پرستش کنید راه راست این است. طبقات مردم درباره عیسی علیهالسلام اختلاف کردهاند (عدهای او را پسر خدا دانستند و عدهای پسر یوسف نجار) وای به حال آنان که به خدا و حقیقت کفر ورزیدند آنها هنگام حضور در عرصه قیامت با این اعمال خود چه خواهند کرد؟».
اما قصص الأنبیاء در این رابطه اینگونه شرح میدهد که هنگام تولد فرزند مریم نزدیک شد. مریم چون از عباد و زهاد در بیت المقدس شرم داشت به صحرا رفت و بعد از مدت کمی دردش گرفت و در سایه درخت خشک شده خرمایی نشست و بعد از مدتی عیسی (ع) به دنیا آمد. او از شدت درد و اندوه با خود گفت: ای کاش قبل از این مرده بودم «فَأَجائَهاَ المَخاضُ إِلی جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ یا لَیتَنِی مِتُّ قَبْلَ هذا».
ناگهان ندایی رسید که ناراحت مباش که خداوند به قدرت خویش چشمه آب خوش برای تو پدید خواهد آورد «فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلاّ تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّک تَحْتَک سَرِیا». و مریم،عیسی (ع) و خود را در آن آب بشست. جبرئیل بر وی نازل گشت و به او گفت آن درخت را بجنبان و تکان بده که برای تو خرمایی رسیده میدهد. «وَ هُزِّی إِلَیک بِجَذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیک رُطَبا جَنِیا». پس از این خرما بخور و از آن آب بنوش و اگر کسی از آدمیان را دیدی، بگو که امروز من روزهام و با کسی سخن نمیگویم. «فَکلِی وَاشْرَبِی وَ قَرِّی عَینا فَأَمّا تَرَینَّ مِنَ البَشَرِ أَحَدا فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْما فَلَنْ اُکلِّمَ الیوْمَ إِنْسِیا». در کتاب طبقات آیات چنین آمده که «وَ جَعَلْناَ ابْنَ مَرْیمَ وَ اُمُّهُ آیةً وَ آوَیناهُما إِلی رَبْوَةِ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِینٍ». «و عیسی مسیح و مادر او را در دنیا آیت و نشانه قدرت خود ساختیم و آنان را بر سر ستون بلندی که هموار بود و چشمهساری داشت، هدایت کردیم».
در آیه بالا محل بلند در تفسیرهای مختلف معناهای مختلفی را دربر میگیرد. بعضی آنجا را دمشق و عدهای رمله و عدهای بیت المقدس دانستهاند. در اخبار است که وقتی عیسی (ع) به دنیا آمد، هرچه بت بر روی زمین بود، همه افتادند و در آن زمان چون عیسی را بیپدر یافتند، علما سه گروه شدند: عدهای گفتند: مسیح ابن الله(سوره توبه) بعضی گفتند: انَّ الله ثالثُ ثلاثةٍ و بعضی نیز گفتند: هو المسیح بن مریم
سخن گفتن در گهواره
[«وَ یعَلِّمُهُ الکتابَ وَالحِکمَةَ وَ التَوریةَ وَ الإِنْجِیلَ». «خداوند به عیسی تعلیم علم کتاب و حکمت داد و تورات و انجیل را به او آموخت».
بعد از تولد عیسی (ع)از جانب خدا به مریم وحی رسید که اگر آدیمان را دیدی، بگو که روزه سکوت داری «فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوما». و فرزند تو در گهواره سخن خواهد گفت. «وَ یکلِّمُ النّاسَ فِی المَهْدِ کهلاًپس مریم فرزند را بغل گرفت و نزد کسان خود رفت. خانواده مریم به او گفتند: که حقیقتا کار بدی کردی. ای خواهر هارون(درباره هارون در اینجا ۴ قول گفتهاند که معروفترین آنها این است که فُتاده و ابن وزید و کعب گفتند که از رسول(ص) شنیدهاند که هارون فردی بود صالح در بنیاسرائیل معروف به صالحیت و این لقب به خاطر صالح بودن او بوده است) نه پدرت زشتکار بود و نه مادرت. تو دختر باکره این پسر را از کجا آوردی؟ «فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْیمُ لَقَدْ جِئْتَ شَیئا فَرِیا یا اُخْتَ هارُونَ ما کانَ اَبُوک امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ اُمِّک بَغِیا».در تفسیر این آیه آمده است که یوسف نجار پسر عموی مریم او را به غاری برد و بعد از ۴۸ روز او را به میان قومش آورد و مردم مریم را به یوسف متهم کردند پس مریم به فرزند خود اشاره کرد و به آنها گفت: هر سئوالی دارید از او بکنید آنها جواب دادند ما چگونه از طفل در گهواره پرسش کنیم؟ «فَأَشارَتْ إِلَیهِ قالُوا کیفَ تُکلِّمُ مَنْ کانَ فِی المَهْدِ صَبِیا.
حضرت عیسی (ع) در گهواره شروع به سخن گفتن کرد و «یکلِّمُ النّاسَ فِی المَهْدِ» و در خبر است که حضرت مریم در شکم خود با حضرت عیسی (ع)سخن میگفت ناگهان حضرت عیسی لب به سخن گشود «قالَ إِنِّی عَبْدُ اللّهِ آتانِی الکتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیا وَ جَعَلَنِی مُبارَکا أَینَ ما کنْتُ وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکوةِ ما دُمْتُ حَیا وَ بَرّا بِوالِدَتِی وَ لَمْ یجْعَلْنِی جَبّارا شَقِیا وَ السَّلامُ عَلَی یوْمَ وُلِدْتُ وَ یوْمَ اَمُوتُ وَ یوْمَ اُبْعَثُ حَیا».
«همانا من بنده خاص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرموده و مرا هرکجا باشم، برای جهاینان مایه برکت و رحمت گردانید و تا زندهام، به عبادت و نماز و زکات سفارش کرده به نیکویی با مادر توصیه نمود و مرا ستمکار و شقی نگردانید و سلام حق بر جان پاک من باد روزی که به دنیا آمدم و روزی که از دنیا بروم و روزی که برانگیخته میشوم».
یک ماه بعد از تولد حضرت مسیح، مریم عیسی را با خود به سرزمین مصر برد و سی سال در آنجا ماندند یا این که عیسی فرمان پیغمبری برایش آمد که به زمین بیتالمقدس باز گردد. در مورد اصل هجرت در همین کتاب یعنی قصص الانبیاء چنین آمده که اصل هجرت حضرت مریم بدین نحو بود که قومی در شام در کتابها خوانده بودند که فرزندی از مادر بیاید و معجزهای دارد و بعد از او به آسمان برده میشود و در آخرالزمان فرود میآید. پادشاه آن زمان به نام «هیردوس»(تاریخ طبری) قصد گشتن وی را کرد سپس مریم (ع) مجبور به فرار شد که البته جبرئیل به او خبر داد که مریم قصد مصر کرد و یوسف نجار را نیز با خود همراه کرد (بعد از هجرت حضرت مریم که به صورت پنهانی انجام شد، مردم تهمت زنانه به او زدند) وقتی عیسی (ع) بزرگتر شد، مریم او را به مصلحی سپرد و به او گفت این کودک را نیک آموز و عزیز دار و مزن و خود برفت. بعد از مدتی مریم به سراغ فرزند آمد و قصد بردن او را داشت استاد به مریم (ع) گفت: که فرزند تو نباید بیاموزد که همه عالم باید از او بیاموزند.
انجیل لوقا درباره هجرت حضرت مریم چنین آورده که در آن روزها مریم عازم سفر شد و با شتاب به شهری واقع در کوهستان یهودیه رفت. او به خانه زکریا وارد شد و به الیزابت (زن زکریا) سلام کرد. الیزابت سلام مریم را شنید. بچه در رحم الیزابت تکان خورد. الیزابت از روح القدس پر شد و با صدای بلند گفت: تو در بین زنان متبارک هستی و مبارک است ثمره رحم تو. من چه کسی هستم که مادر خداوندم به دیدنم بیاید؟ همین که سلام تو به گوشم رسید، بچه از شادی در رحم من تکان خورد. خوشا به حال آن زنی که باور میکند زیرا وعده خداوند برای او به انجام خواهد رسید.
پانویس
| ۱. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۳۵ |
| ۲. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۳۶ |
| ۳. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۳۶ |
| ۴. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۳۷ |
| ۵. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۳۶ |
| ۶. | ↑ سوره بقره(۲)،آیه۸۷ |
| ۷. | ↑ سوره بقره(۲)،آیه۲۵۳ |
| ۸. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه(۱۶-۱۹) |
| ۹. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۴۷ |
| ۱۰. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۵۹ |
| ۱۱. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه(۲۲-۲۳) |
| ۱۲. | ↑ سوره نساء(۴)،آیه(۱۷۲-۱۷۱) |
| ۱۳. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه(۳۶-۳۷) |
| ۱۴. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه۲۳ |
| ۱۵. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه۲۴ |
| ۱۶. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه۲۵ |
| ۱۷. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه۲۶ |
| ۱۸. | ↑ سوره توبه(۹)،آیه۵۰ |
| ۱۹. | ↑ سوره مائده(۵)،آیه۷۳ |
| ۲۰. | ↑ سوره مائده(۵)،آیه۱۷ |
| ۲۱. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۴۸ |
| ۲۲. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه۲۶ |
| ۲۳. | ↑ سوره آل عمران(۳)،آیه۴۶ |
| ۲۴. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه۲۸ |
| ۲۵. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه۲۹ |
| ۲۶. | ↑ سوره مریم(۱۹)،آیه(۳۳-۲۹) |
منبع دوم ما
و منابع آن:
