دو راهکار تقدیم می شود اولی پرسش وپاسخ از سایت پرسمان که کاملا علمی و عملی است و دومی تجربه عملی یکی از آشنای بنده مجری وب می باشد که بآسانی بدست آوردند ،بحضور تقدیم می گردد.

 راهکار اول :

1- درمان خشم و غضب    

دختری 21 ساله هستم که خیلی زود عصبانی می شم و بعضی حرفایی را می زنم که بعدش به شدت پشیمان می شم لطفا یه راهکار عملی بهم بدین چطور بر خشمم غلبه کنم البته بارها سعی کردم؟

به طور کلی حالت غضب ناشی از ضعف انسان در برابر ناملایمات زندگی است که باعث نابردباری در برابر رفتار دیگران می شود. انسان های خودساخته و قوی بسیار بردبار و مهربان اند و هرگز دچار عصبانیت و پرخاشگری نمی شوند، بنابراین درمان کلی این حالت، نیز خودسازی ، تقویت نفس و روح و بازسازی کلی شخصیت است،
غضب عبارت است از: حالت نفسانیّهای که باعث حرکت روح حیوانى و از داخل به جانب خارج از براى غلبه و انتقام مى‏شود و هرگاه شدت نمود باعث حرکت شدیدى مى‏شود که از آن حرکت، حرارتى مفرط حاصل، و از آن حرارت دود تیره‏اى بر مى‏خیزد و دماغ و رگها را چنان پر مى‏سازد که نور عقل را مى‏پوشاند، و اثر قوه عاقله را ضعیف مى‏کند.
و به این جهت است که در صاحب غضب، موعظه و نصیحت اثر چندانی نمى‏بخشد. بلکه پند و موعظه، درشتى و شدّت را زیاد مى‏کند. و حرکت قوّه غضبیه به این جهت امرى است که هنوز واقع نشده است بلکه محتمل الوقوع است. و به جوش آمدن شعله غضب، به جهت دفع آن است، یا به سبب امرى است که واقع شده، و حرکت آن به جهت انتقام است.
پس اگر انتقام ممکن باشد و قدرت بر آن داشته باشد، چون غضب به حرکت آمد خون از باطن به ظاهر میل مى‏کند و رنگ آدمى سرخ مى‏شود. و اگر انتقام ممکن نباشد و از آن مأیوس باشد خون میل به باطن مى‏کند و به آن جهت رنگ آدمى زرد مى‏شود. و اگر غضب بر کسى باشد که نداند خواهد توانست انتقام از او بکشد یا نه، گاهى خون میل به باطن و گاهى میل به ظاهر مى‏کند، و به این جهت رنگ آدمى گاهى سرخ و گاهى زرد مى‏شود.
و مخفى نماند که: مردمان در قوه غضبیه بر سه قسم‏اند:
بعضى در طرف افراط هستند، که در وقت غضب فکر و هوشى از براى ایشان باقى نمى‏ماند و از اطاعت عقل و شرع بیرون مى‏روند.
و طایفه ‏اى در طرف تفریطند، که مطلقا قوه غضبیه ندارند. و در جائى که عقلا و یا شرعا غضب لازم است مانند دفاع از ناموس و وطن و دفاع از دین و خشم گرفتن بر دشمن و مانند آن مطلقا از جا بر نمى‏آیند.
و گروهى بر جاده اعتدال مستقیم‏اند، که غضب ایشان به موقع، و غلظت ایشان به جاست. و در هنگام غضب از حد شرع و عقل تجاوز نمى‏کنند.
غضبی مذموم است که خارج از محاسبات عقلی جوشش کند وگرنه اگر مستند به عقل و شرع باشد مذموم نیست و بلکه محمود است و شکى نیست که حد اعتدال آن، مرغوب و مطلوب است. بلکه آن فی الحقیقه غضب نیست، بلکه شجاعت و قوّت نفس است. و طرف تفریط آن نیز اگر چه غضب نباشد اما مذموم و قبیح، و نتیجه جبن و خوارى است. و بسا باشد که از غضب بدتر بوده باشد، زیرا که کسى را که هیچ قوه غضبیه نباشد بى‏غیرت و خالى از حمیّت است.
و از این جهت گفته‏اند: «کسى که در موضع غضب به غضب نیاید عاقل نیست». و از حضرت امیر المؤمنین - علیه السلام - مروى است که: «حضرت پیغمبر - صلّى اللّه علیه و آله - از براى دنیا هرگز به غضب نمى‏آمد. اما هرگاه از براى حق، غضبناک مى‏شد احدى را نمى‏شناخت، و غضب او تسکین نمى‏یافت تا یارى حق را نمى‏کرد». و از آنچه گفتیم معلوم شد که: غضب مذموم، آن است که: در حد افراط باشد، زیرا که: اعتدال آن، ممدوح است. و تفریط آن غضب نیست، اگر چه از صفات ذمیمه است.
غضب مفرط و مفاسد آن
بدان که غضب مفرط، از مهلکات عظیمه و آفات جسمیه است. و بسا باشد که: به امرى مؤدّى شود که باعث هلاک ابد و شقاوت سرمد گردد، چون قتل نفس، یا قطع عضو.
و از این جهت است که گفته‏اند: «غضب جنونى است که دفعى عارض مى‏گردد». و بسا باشد که: شدت غضب، موجب مرگ مفاجات گردد.
و بعضى از حکما گفته‏اند که: «کشتى که به گرداب افتاده باشد و موجهاى عظیم آن را فرو گرفته باشد و بادهاى شدید آن را به هر طرف افکند به خلاص و نجات نزدیکتر است از کسى که شعله غضبش به التهاب آمده باشد».
و در اخبار و آثار، مذمت شدید در خصوص غضب وارد شده است. حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - فرمودند که: «غضب ایمان را فاسد مى‏گرداند چنانکه سرکه عسل را فاسد مى‏کند». و از حضرت امام محمد باقر - علیه السلام - مروى است که: «این غضب آتش پاره‏اى است از شیطان، که در باطن فرزند آدم است. و چون کسى از شما غضبناک گردید چشمهاى او سرخ مى‏گردد و باد به رگهاى او مى‏افتد و شیطان داخل او مى‏شود». و از حضرت امام جعفر صادق - علیه السلام - مروى است که: «غضب، کلید هر بدى و شرّى است». و باز از آن حضرت مروى است که: «غضب، دل مرد دانا را هلاک مى‏کند». و نیز آن حضرت فرموده است که: «کسى که قوه غضبیّه خود را مالک نباشد عقل خود را نیز مالک نیست». و مخفى نماند که: علاوه بر اینکه خود غضب از مهلکات عظیمه و از صفات خبیثه است، لوازم و آثارى چند نیز بر آن مترتّب مى‏شود که همه آنها مهلک و قبیح است، مانند: فحش و دشنام و اظهار بدى مسلمین و شماتت ایشان و سرّ ایشان را فاش کردن و پرده ایشان را دریدن و سخریه و استهزاء به ایشان کردن و غیر این‏ها از امورى که از عقلا صادر نمى‏گردد.
و از جمله لوازم غضب آن است که: البته بعد از تسکین «نایره» آن، آدمى پشیمان و افسرده خاطر مى‏گردد. و غضبناک و غمناک و شکسته دل مى‏شود. و باعث دشمنى دوستان و شماتت دشمنان، و شادى ایشان و سخریه و استهزاى اراذل و اوباش، و تألم دل و تغیّر مزاج، و بیمارى تن مى‏گردد.
و عجب این است که: بعضى چنان توهّم مى‏کنند که: شدت غضب از مردانگى است، با وجود اینکه افعالى که از غضبناک سر مى‏زند افعال اطفال و دیوانگان است نه کردار عقلا و مردان. همچنان که مشاهده مى‏شود کسى که: شدت غضب بر او مستولى شد حرکات قبیحه و افعال ناشایسته، از: دشنام و هرزه‏گوئى و سخنهاى رکیک از او سر مى‏زند. و بسا باشد که: دشنام به ماه و خورشید و ابر و باد و باران و درخت و جماد و حیوان مى‏دهد. و مى‏رسد به جائى که کاسه و کوزه خود را مى‏شکند و با حیوانات و جمادات به سخن درمى‏آید. و چون دست او از همه جا کوتاه شود جامه خود را مى‏درد و بر سر و صورت خود مى‏زند و خود و پدر و مادر خود را دشنام مى‏دهد. و گاهى چون مستان و مدهوشان به هر طرف دویدن مى‏گیرد. و بسا باشد که بیهوش مى‏شود و به زمین مى‏افتد. آرى:
خشم و شهوت مرد را کور کند از استقامت و روح را مبدل کند و چگونه امثال این افعال مذموم نشانه مردى و شیردلى است و حال اینکه پیغمبر خدا - صلّى اللّه علیه و آله و سلم - فرمودند که: «شجاع، کسى است که: در حالت غضب خود را تواند نگاه داشت».
معالجه غضب
چون مفاسد غضب را دانستى بدان که علاج آن موقوف است بر چند چیز:
اول آنکه: سعى کند در ازاله اسبابى که باعث هیجان غضب مى‏شود، مثل: فخر و کبر و عجب و غرور و لجاج و مراء و استهزاء و حرص و دشمنى و حب جاه و مال و توقع امثال این‏ها، که همه آنها اخلاق ردیّه و صفات مهلکه هستند، و خلاصى از غضب با وجود آنها ممکن نیست. پس باید ابتدا ازاله آنها را کرد تا ازاله غضب سهل و آسان باشد.
دوم آنکه: ملاحظه اخبار و آثارى کند که در مذمت غضب رسیده چنانچه شمه‏اى از آنها گذشت.
سوم آنکه: متذکر اخبار و احادیثى گردد که در مدح و ثواب نگاهداشتن خود از غضب وارد شده است، و فوائد آن را به نظر درآورد.
همچنان که از حضرت پیغمبر - صلّى اللّه علیه و آله - مروى است که: «هر که غضب خود را از مردم باز دارد، خداوند - تبارک و تعالى - نیز در روز قیامت عذاب خود را از او باز مى‏دارد». و از حضرت امام محمد باقر - علیه السّلام - مروى است که: «در تورات نوشته شده است که: از جمله چیزهائى که خدا به موسى - علیه السّلام - فرمود این بود که: نگاهدار غضب خود را از کسى که من تو را صاحب اختیار او کرده‏ام، تا من نیز غضب خود را از تو نگاه دارم». و حضرت صادق - علیه السلام - فرمودند که: «خدا وحى فرستاد به بعضى از پیغمبران خود که: اى فرزند آدم در وقتى که غضبناک گردى مرا یاد کن تا من هم تو را یاد کنم و در وقت غضبم و تو را هلاک نسازم». و باز از آن حضرت - علیه السّلام - مروى است که: «مردى از اهل بادیه به خدمت پیغمبر - صلّى اللّه علیه و آله - آمد و عرض کرد که: من مردى هستم «بادیه نشین»، مرا کلمه‏اى یاد ده که جامع خیر دنیا و آخرت باشد. آن حضرت فرمودند که: هرگز غضب مکن. و سه مرتبه آن اعرابى عرض خود را اعاده کرد حضرت همین جواب را فرمود». و نیز از آن بزرگوار روایت شده که: «هر که غضب خود را باز دارد از کسى، خدا عیوب او را مى‏پوشاند». و اخبار در این خصوص بى‏حد و نهایت است. چهارم آنکه: ملاحظه فواید ضد غضب را که حلم باشد بکند، و مدحى را که در این خصوص وارد شده است. - همچنان که مذکور خواهد شد - ببیند، پس خود را خواهى نخواهى بر آن بدارد و حلم و بردبارى را بر خود ببندد و غضب و خشم را بر خود ظاهر نسازد، اگر چه در دل خشمناک باشد. و اگر کسى مدتى چنین کند به تدریج عادت مى‏شود و حسن خلق از براى او حاصل مى‏شود.
پنجم آنکه: هر قول و فعلى که از او سر مى‏زند ابتدا در آن فکر کند و خود را از صدور آثار غضب محافظت نماید.
ششم آنکه: اجتناب کند از مصاحبت کسانى که قوه غضبیه ایشان غالب و از فضیلت حلم خالى هستند. و در صدد انتقام و «تشفّى غیظ» خود مى‏باشند، و این را مردى و شجاعت مى‏نامند و مى‏گویند: ما از کسى متحمل درشتى و سختى نمى‏شویم، و بر فلان امر صبر نمى‏کنیم. بلکه مجالست کند با اهل علم و حلم و وقار، و کسانى که مانند کوه پا بر جاى با هر باد ضعیفى از جاى در نمى‏آیند.
هفتم آنکه: تأمل نماید و بداند که هر چه در عالم واقع مى‏شود همه به قضا و قدر الهى است و جمیع موجودات، مسخّر قبضه قدرت او، و همه امور در ید کفایت اوست. و خدا هر چه از براى بنده مقرر کرده است البته خیر و صلاح آن بنده در آن است. و بسا باشد که مصلحت او در گرسنگى و بیمارى، یا فقر و احتیاج، یا ذلت و خوارى، یا قتل یا امثال این‏ها باشد. ملا احمد نراقی- معراجالسعاده. ص166.
آنچه مهم است اینکه شخص عزم راسخ و جدى بر پالایش نفس خویش از خشم و کژخلقى داشته و آن را به زیور حلم و بردبارى بیاراید. در این راستا مجاهدت جدى و استمرار و مداومت بر این جهاد، لازم است.جهت آگاهى بیشتر نگا: شجاعى، محمد، مقالات (تهران: سروش، چاپ اول 1368)، ج 2 صص 234-258.
عصبانیت مى‏تواند عوامل گوناگونى داشته باشد از جمله:
1-
حسادت، 2- کم‏حوصلگى و کم‏ظرفیتى، 3- ضعف و ناتوانى مزاج، 4- عدم اعتماد به نفس و خودکم‏بینى، 5- حساسیت‏هاى افراطى، 6- منفى‏بافى و سوء ظن به دیگران، 7- همانندسازى و تقلید از والدین، همسالان و همکلاسان7- توقع زیاد از دیگران و... .
براى تقویت حلم و بردبارى، باید طبق برنامه‏اى جدى، به تقویت اراده پرداخت و همواره بر خود مسلط باشد. در این رابطه راه‏هاى مختلفى وجود دارد؛ ولى مهم آن است که در راه درمان آن، مصمّم باشید و مطالب پیشنهادى را بدون کمترین کاستى به اجرا گذارید:
1.
مطمئن باشید که مى‏توانید روحیه خود را تغییر دهید؛ ولى براى نتیجه‏گیرى شتاب نکنید. بیندیشید که باید مدتى طولانى، رفتارهاى خود را به دقت کنترل کنید و اگر چنین کردید، پس از آن حتماً دگرگونى رفتارى خواهید داشت.
2.
از حساسیت بیش از حد در هر زمینه بپرهیزید.
3.
در هر مسئله‏اى، ابتدا از دیگران انتظار بدترین برخورد را داشته باشید و خود را براى تحمل آن آماده کنید. این نکته باعث مى‏شود، برخوردهاى خوب بیش از انتظار، در شما ایجاد خشنودى کند. اگر همیشه انتظار برخورد خوب داشته باشید، چه بسا نتیجه عکس خواهید گرفت.
4.
با خود شرط کنید که هیچ گاه و در هیچ شرایطى، برخورد تند نداشته باشید و اگر ناگهان از شما برخورد تندى سر زد، خود را جریمه کنید. براى مثال تصمیم بگیرید - یا در صورت امکان نذر کنید - اگر بر سر کسى فریاد زدید، فلان مبلغ را صدقه بدهید، یا نماز شب بخوانید و یا یک روز روزه بگیریداین گونه جریمه معنوى نباید نگاه انسان به عمل نیک را منفى کند؛ بلکه باید آن را با یک تیر دو نشانه زدن به حساب آورد؛ یعنى از طرفى رشد و تعالى معنوى و کسب تقرب مستقیم به سوى خدا و از طرف دیگر بازداشتن از بدى‏ها و زشتى‏ها..

کارآیى این روش، بسیار بالا است و بسیارى از علماى بزرگ، بدین سان تمرین عملى و خودسازى کرده‏اند.
5.
از تفریحات سالم، آرامش‏بخش و تقویت کننده اراده - مانند کوهنوردى، شنا، دو پیاده‏روى و گردش در طبیعت و... - استفاده کنید.
6.
در تصمیم‏گیرى‏ها، با افراد عاقل و پخته مشورت کنید و از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهیزید.
7.
با افراد خوش خلق و غیر عصبى معاشرت کنید.
8.
از موقعیت‏هایى که زمینه تندخویى در آن فراوان است، اجتناب کنید و در موقعیت‏هایى حضور یابید که رفتار پرخاشگرانه در آنجا دیده نمى‏شود و از شرایطى که شما را به رفتارهاى تند دعوت مى‏کند، دورى گزینید.
9.
قبل از هر عملى، در مورد پیامد آن بیندیشید و آن گاه اقدام کنید. با تمرین به این راه‏کار در تمام امور، اندک اندک کنترل خویش را بر تمام رفتارها توسعه بخشید.
10.
به رفتارها و حالاتى که از افراد سر مى‏زند و شما را عصبانى مى‏کند، بى‏توجه باشید. براى مثال اگر کسى با حرف ناروا شما را بر مى‏افروزد، از شنیدن و گوش سپردن به سخنان وى بپرهیزید و یا محیط را ترک کنید. به گفته‏هاى او توجه نکرده و آنها را در ذهن خود مرور نکنید. نسبت به دیگر اعمال فیزیکى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحریک کننده نیز همین طور واکنش نشان دهید و راه بى‏توجهى و سهل‏گیرى را پیش گیرید.
11.
سطح شناخت خود را با مطالعه و تفکّر از زشتى، ناپسندى و جبران اعمال پرخاشگرانه بالا ببرید. روایات، آیات و داستان‏هایى را در این زمینه، مطالعه و در مورد آنها فکر کنید. در برخى از موارد، به آثار بد رفتار تند خود، توجه و زشتى آن را در ذهن مرور کنید تا به یک حالت خود هشدارى از درون دست یابید. همچنین آثار فردى و اجتماعى و پیامدهاى حیثیتى آن عمل زشت را در ذهن خود، حاضر و به زشتى آن توجه کنید تا از درون از آن عمل متنفّر شوید.
12.
به هنگام بروز عصبانیت و تندخویى، سریع حالات خود را تغییر دهید. براى مثال اگر ایستاده‏اید، بنشینید و اگر نشسته‏اید، دراز بکشید و صورت خود را با آب سرد بشویید. یک لیوان آب خنک بیاشامید و خود را از آن موقعیت دور سازید.
13.
از خواندن قرآن به مقدار زیاد و در نوبت‏هاى متعدد در روز غفلت نورزید. قرآن تأثیر زیادى در رسیدن به حالت سکینه و آرامش درونى دارد. عبادت‏هاى خود، مانند نماز را در اول وقت و با حضور قلب کامل به جا آورید که تأثیر بزرگى در رسیدن به اطمینان خاطر دارد و آدمى را از درون به آرامش مى‏رساند.
14.
بعد از استحمام و به هنگام خروج از حمام، دو پاى خود را تا قوزک، با آب سرد بشویید.
15.
دیگر رفتارهاى عادى و روزمره خود را با تسلّط کامل بر رفتار و بدون شتابزدگى انجام دهید و آنها را آرام آرام تعقیب کنید، تا نرم‏خویى و پرحوصلگى، بر تمام رفتارهاى شما حاکم شود.
16.
شرح موارد یاد شده را در جدولى بنویسید و موارد انجام شده و یا تخلّف از آن را یادداشت کنید. همواره بکوشید موارد تخلف را کاهش داده و بیش از پیش خود را به انجام آنها مقید سازید. حتى قبل از بروز آن موقعیت‏ها و به صورت مستمر، این راه‏کارها را سرلوحه اعمال خود قرار دهید. از آن به بعد، باید میزان موارد پرخاشگرى شما کاهش یابد. آنها را نیز یادداشت کنید و کم کم از میزان آنها در طول روز، هفته و ... بکاهید.
17.
یک نفر محرم اسرار براى خود برگزینید. این فرد مى‏تواند همسر یا دوست شما باشد. این رابطه نزدیک و صمیمانه، باید به گونه‏اى باشد که بتوان در مورد موضوعات بى‏اهمیت با او درد دل کرد و حتى بدون اینکه احساس کنید وقت او را تلف کرده‏اید به او تلفن بزنید و موضوع را با وى درمیان گذارید. در این صورت است که با پدید آمدن هرگونه مشکل جسمى یا روانى، مى‏توان با تکیه کردن به او و بیان مشکل خود، احساس آرامش کرده و پشتوانه روانى شما باشد.
18.
شوخ طبع باشید و احساسات منفى و تندتان را نسبت به دیگران با تمرین به احساسات مثبت تبدیل کنید. البته نباید شوخ طبعى حالت تهاجمى به خود گیرد و از طریق شوخى و خندیدن به شکست‏هاى دیگران، به گونه‏اى پرخاشگرى بروز داده شده و با شوخى‏هاى آزار دهنده و متلک‏هاى غیراخلاقى یا ضد اخلاقى به انتقام جویى از دیگران پرداخت. پس با شوخ طبعى مى‏توان در برخورد با مسائل جدى، فشارها و مشکلات زندگى خود را کاهش داد؛ زیرا لذت بردن از شوخ طبعى، خنده سرگرم کننده و شادى آفرین، در فرد هیجان و احساس مثبت ایجاد کرده و در درازمدت بر کاهش میزان عصبانیت مى‏انجامد.
19.
پرهیز از تحریکات عصبى؛ بعضى از مواد به طور طبیعى سیستم اعصاب و دستگاه قلبى - عروقى را تحریک مى‏کند. نوشابه‏هاى گازدار، شکلات‏ها و برخى داروهاى غیرمجاز، محرک‏هایى است که سبب تشدید واکنش افراد حساس به محرک‏هاى اطراف آنها مى‏شود؛ به طورى که در مواقع لزوم نمى‏توانند واکنش مناسب نشان دهند. آنها براى به دست آوردن آرامش قادر نیستند به موقع از سیستم پاراسمپاتیک خود استفاده کنند و براى مدت طولانى در حالت عصبى باقى مى‏مانند. بنابراین توصیه مى‏شود از مصرف چنین مواد تحریک کننده به حداقل ممکن اکتفا کنند.
20.
بهبود بخشیدن به مهارت‏هاى اجتماعى و ارتباطى؛ است افرادى که مهارت‏هاى ارتباطى بسیار ضعیف و نامناسبى دارند، سهم زیادى در عصبانیت و تندى در جامعه را به خود اختصاص مى‏دهندهافمن، کارل (و دیگران)، روانشناسى عمومى از نظریه تا کاربرد، ترجمه سیامک نقشبندى و دیگران، (تهران: ارسباران، 1378)، ص 309.. بنابراین قراردادن وقت کافى و مناسب براى ارائه خدمات نیکوکارانه به دیگران، نقش خوبى در کاهش آن ایفا مى‏کند و احساس ارتباط و همبستگى با دیگران را دو چندان مى‏کند. این گونه مشارکت‏ها، علاقه فرد را براى خدمت ایثارگرانه به دیگران افزایش مى‏دهد و با افزایش حس همدردى نسبت به دیگران، فرد قادر مى‏شود تا شناخت بیشترى از آنها به دست آورد.
درک انگیزه‏ها سبب کاهش بدبینى و قضاوت عادلانه‏ترى در مورد رفتار آنان خواهد شد و در نتیجه به دور از افکار پرخاشگرانه و احساسات منفى، ستیزه‏جویانه و خشم‏آلو، با خود استدلال مى‏کند و خویشتن را آرام مى‏سازد؛ زیرا قضاوت‏هاى بدبینانه و غیرواقعى از دیگران نقش عمده‏اى، در نحوه تعامل و برخورد منفى با آنان دارد.

(اخلاق و عرفان-سایت پرسمان دانشجویی)

http://akhlagh.porsemani.ir

-------------------------------------------------------------------------------

 راهکار دوم :

*2-راهکار دوستم که خیلی کمک کرد تا خشمش رامهارکند وبجای آن به آرامش نیز رسید را عرض می نمایم.

اولش کمی تمرین می خواهد بعد خواهیم دید که چقدر آسان است.در دو مرحله است.

مرحله اول گاهی بخودمان بقبولانیم (فقط گاهی، خیلی هم نیاز نیست تکرار کنیم،یکی دوبار باندازه ای که قبول کنیم کافی است) خیلی وقت ها این منی که همش دنبال تایید گرفتن از دیگرانیم نه آن تایید بدرد ما می خورد واهمیت دارد ونه این من را اینقدر که برایش شرطی شد ه ایم که ماچقدر مهمیم. اونقدرها نباید به مهم بودن ونبودنش شرطی شویم.. که اگر من هم کسی باشم باید نزد خدا باشم ونه نزد خودم یا درنگاه مردم.

برای همین است که خداوند ما را از نخوت و ریا منع می فرماید.

این را به این جهت عرض کردم که کلی از دلخوری ها وناراحتی ها وعصبانی شدن های ما باعثش همان مطالب بالاست.

مرحله دوم که باندازه مطلب بالا مهم ویا حتی مهم تراست این است که تمرین کنیم(گفتم تمرین می خواهد این مطلب را عرض کردم)   وقایعی را که برای ما پیش می آید را اول نظاره کنیم، بدون هیچ قضاوتی و  بعد به مغزمان بگذاریم وارد شود ،بعد از آن ببینیم چه جوابی و واکنشی درست است بدهیم آن را بدهیم. دقیقا مانند گزارشگرهای ورزشی که از قبل، احساس می کنند این حرکت فوتبالیست ممکن است منجر به خطر بر روی دروازه شود صحنه رافقط تماشا می کنند وبعد با هیجان موقعیت را گزارش می دهد ما نیز باید هوشیارباشیم وبدانیم که ممکن است این  حرف ویا عمل شخصِ مقابل، مارا به خطر خشم بیاندازد وبا یاداوری مرحله بیخود بودن غرور (گفته های مرحله یک))ابتدا حرف و یا عمل آن شخص را ببینم وبعد فکر کنیم که چگونه جواب درست وخداپسندانه به وی ویا به موقعیت بدهیم.

1-فقط نظاره گر وشنونده باشیم

2-فکر کنیم وپاسخ دهیم

موقعیت ،گاهی مسأله رفتار مستقیم شخص مقابل نیست، موقعیت است مثلا به کسی قبلا گفته اید اتاق را تمیز کند وبایست اتاقی را که کثیف کرده بود راتمیز می کرد ولی باز هم اینکار رانکرده،طبق قاعده بالا ابتدا هیچ واکنشی ازخودمان بروز نمی دهیم فقط نگاه می کنیم وفکر می کنیم وشاید حتی خندمان بگیرد که من چقدربه او گفته ام ،عجب مثلا بچه ای است ،بجای اینکه در همان ابتدا ناراحت شویم وبعد خیلی راحت شیطان برما زمزه کند که او تورا آدم حساب نمی کند و باید حقش را در کف دستش بگذاری وبفهمد با کی طرف هست و... لذا ابتدا لازم است نظاره کنیم بعد عاقلانه تدبیر کنیم چگونه در این قضیه رفتارکنیم.

تمرین دیگری قبل از مواجهه با این چنین موقعیت هایی که می شود انجام داد این است که در مقابل آینه در نظر بگیریم یکنفر به ما توهین می کند(مانند فرمایش قرآن کریم که در مورد عبادالرحمن وقتی که با جاهلی برخورد می کنند با گفتن سلامی(شاید مراد دعای خیر وسلامت نیز برای آنان باشد)از کنار آنان می گذرند.

 وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿الفرقان: ٦٣﴾

"و بندگان رحمان کسانی اند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه می روند، و هنگامی که نادانان آنان را طرف خطاب قرار می دهند [در پاسخشان] سخنانی مسالمت آمیز می گویند"

 ویا حدیثی که در موردبرخورد امیرلشکر علی علیه السلام مالک اشتراست،تاملوتمرین وقار و صبرکنیم.( درمجموع یکی و دوبار تمرین برای جا افتادن مساله کافی است)

همچنین همه میدانیم که هرکسی در سطحی از درک ودانش وشعور است ودنیا را از دریچه خود می بیند بهرحال ما نیز به حال آن کسی که ازما کمتر درک دارد لازم است صبر و درک بیشتری از خود نشان دهیم تفاوت دانا ونادان همیشه درهمه جا وجود دارد.که پیامبرصل الله علیه وسلم را پروردگار امر کردند که بگوید رب زدنی علما.

می شود گفت قاعده ای که ذکر شد نوعی از روش عملی است ازسخنان حضرت علی علیه السلام که توصیه فرمودند که قبل از کلام گفتن ، بیاندیشیم .